خرید بک لینک

جریان مناظره علمی امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم

وقتى «مأمون» از «طوس» به «بغداد» آمد، نامه اى براى حضرت جواد (ع) فرستاد و امام را به بغداد دعوت كرد. البته اين دعوت نيز مثل دعوت امام رضا به طوس، دعوت ظاهرى و در واقع سفر اجبارى بود.
حضرت پذيرفت و بعد از چند روز كه وارد بغداد شد، مأمون او را به كاخ خود دعوت كرد و پيشنهاد تزويج دختر خود «اُمّ الفضل» را به ايشان كرد.
امام در برابر پيشنهاد او سكوت كرد. مأمون اين سكوت را نشانه رضايت حضرت شمرد و تصميم گرفت مقدمات اين امر را فراهم سازد.
عباسيان به مامون اعتراض کرد؟
مأمون پرسيد: حرف شما چيست؟
گفتند: اين جوان خرد سال است و از علم و دانش بهره اى ندارد.
مأمون گفت: شما اين خاندان را نمى شناسيد، كوچك و بزرگ اينها بهره عظيمى از علم و دانش دارند و چنانچه حرف من مورد قبول شما نيست او را آزمايش كنيد و مرد دانشمندى را كه خود قبول داريد بياوريد تا با اين جوان بحث كند و صدق گفتار من روشن گردد.
عباسيان از ميان دانشمندان، «يحيى بن اكثم» را که بزرگترین قاضی آن روزگار بود برای مناظره انتخاب کرد. امام جواد (ع) نیز در حالی که نُه سال بیشتر نداشت وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی که به سفارش مأمون برایش درست کرده بودند نشست. گروههای مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.
یحیی بن اکثم پرسید: «آیا امیر المؤمنین (مأمون) اجازه میدهد که از ابو جعفر امام جواد (ع) سوالی بکنم؟»
مامون: از خود امام جواد (ع) اجازه بگیرد.
یحیی از امام پرسید: «به من اجازه سئوال میدهید؟»
امام جواد (ع) فرمود: بپرس.
یحیی پرسید: حکم شخص مُحرمی که حیوانی را صید کرده و کشته چیست؟
امام جواد (ع) فرمود: «این صید را در حَرَم کشته است یا در خارج از حرم؟ حکم کشتن صید را میدانسته یا نمیدانسته؟ عمداً کشته یا غیر عمد؟ شخص محرم، آزاد بوده یا بنده؟ کودک بوده یا بزرگسال؟ بار اولش بوده یا سابقه داشته؟ حیوان کشته شده، پرنده بوده یا خیر؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ آیا شخص محرم به کارش اصرار دارد یا پشیمان است؟ صیدش را در شب کشته یا در روز؟ آیا شخص، در احرام عمره بوده یا در احرام حج؟»
یحیی بن اکثم که از این همه تقسیم بندی جا خورده بود، عجز و درماندگی در صورتش پیدا شد و زبانش به لکنت افتاد. همهی حضار متوجه درماندگیاش شدند و مجلس به پایان رسید. وقتی فقط عدهی کمی از خواص ماندند، مامون از امام جواد (ع) پاسخ قسمتهای مختلف پرسشهای او را خواست. امام تمام پاسخ تمام فروع را فرمود.

پرسش امام و شکست یحیی

در پایان مأمون: اگر موافقی، شما هم از یحیی سئوالی بکنید.

امام جواد (ع) به یحیی فرمود:« بپرسم؟ یحیی گفت:« فدایت شوم، هر طور میل شماست. اگر توانستم جواب میدهم و گرنه از شما استفاده میکنم.
امام جواد (ع) پرسید:« مردی در ابتدای روز به زنی حرام بود، پیش از ظهر حلال شد، ظهر حرام شد و عصر حلال شد، هنگام غروب حرام شد، پس از عشا حلال شد، نیمه شب حرام شد و هنگام طلوع فجر حلال شد. حکم این زن چیست؟ و چرا پیوسته حلال و حرام میشد؟
یحیی: سوگند به خدا جوابش را نمیدانم. اگر مایل هستید، پاسخ بفرمایید تا بهره ببریم.

پاسخ روشن امام

امام جواد (ع) فرمود: «این زن یک کنیز بود. مردی بیگانه او را در ابتدای روز خرید و زن بر او حلال شد. هنگام ظهر او را آزاد کرد و حرام شد. وقت عصر با او ازدواج کرد و حلال شد. وقت غروب او را مظاهره کرد و حرام شد. (مظاهره نوعی طلاق است که شرط رجوع به همسر، دادن کفاره است) وقت عشا کفارهی ظهار داد و حلال شد. نصف شب او را طلاق داد و حرام شد. وقت طلوع فجر رجوع کرد و حلال شد.

در این هنگام مامون به حاضران از بنی عباس رو کرد و گفت:« آیا در میان شما کسی هست که این مسئله را این طور بتواند جواب دهد یا مسئلهی قبلی را با آن جزییات بداند؟
گفتند:« نه! به خدا قسم شما جواد (ع) را از ما بهتر میشناختید. بحار الانوار، ج 50، ص 74 تا 78.

برچسب: نویسنده: دانیال حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1398 ساعت: 7:38

صفحه بندی